وبکده ازدواج
اطلاعات جامع در مورد ازدواج(دائم موقت) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه

نگاهی به این عکس های غیر قابل پخش، کنید. شاید خود شما یا یکی از نزدیکانتان با این سوژه ها عکس داشته باشید!

عکس و مکث های سانسوری

کارهایی می کنیم که همه می دانیم ناپسندند اما نمی دانم چگونه آن را برای خود زیبا می کنیم و تازه بدان ها فخر هم می کنیم. نصف آنچه امروز از زندگی هایمان می نالیم رنجشی است که خودمان به دلیل مازوخیسم – خودآزاری- اجتماعیمان بر سر خودمان آورده ایم اما نه اثری از کبک هست و نه برف. بی تعارف آنچه تو سر دیگران می زنیم تاج سر خود می کنیم، معلوم نیست به کجا می رویم و گویا داروی این دردها نیز تحریم شده اند!

روی برخی از این مسائل چند دقیقه ای مکث می کنیم


سکانس اول عروسی!

این عروسی هر چقدر هم شیک باشد باز هم در نظر میزبان خیلی معمولی بوده و هزاران کم و کاستی از بغلش بیرون می زند حالا اگر سه تا وام و سند و ساعت ها اضافه کاری و بی خوابی پشت آن خوابیده باشد مهم نیست، مهم همین یک شب ها است و زن و مردم که از آدم راضی باشند!

عکس و مکث های سانسوری

سکانس دوم سگ خوانده ها!

"عموها سگ، سگ عمو ها" گویا تو بحران ناباروری و پیری جمعیت باید از دغدغه بی خاله و عمو بودن فرزندان گذشت و فکری برای نسل جدید در کلان شهر ها کرد "سگ خوانده ها!" حالا دقیقا پدر و مادر و عمو و خاله اینجا کی میشن و اینکه یارانه به کی تعلق می گیره ما نمی دونیم.

عکس و مکث های سانسوری

سکانس سوم خسته نباشی دانشجو!

بزنم پس کلت به موهام نگاه می کنی! کلاس رو پیچوندیم اومدیم پارک تا با هم درس بخونیما. درس خواندن امروزی ها خوبی های خاص خودش رو داره، در حالی که دانشجویان در کلاس حاضر نمی شوند داوطلبانه با صمیمیت فراوان برای این امر مقدس به پارک ها می روند و هنوز هم "همه چیز با یک جزوه شروع می شود" حتی دست روی شونه گذاشتن

و محرم شدن!

عکس و مکث های سانسوری


سکانس چهارم دوستی دو دستی

"اگر دستش رو بگیری مردی" قدیم تر ها تلویزیون و سینما با ترس و وحشت دوست پسر و دخترها را نشان می دادند اما این روزها اگر دوست دختر نداشته باشی کلاهت پس معرکه است و اگر با دختری راه بروی و دستش را نگیری خیلی امل خواهی بود!. کلا صمیمت با نامحرم یک پز شده است! البته گاهی این صمیمت ها نه فقط یک پز بلکه ناشی از ترس! هستند و متاثر از اینگونه پیام ها " با دوست دخترهای خود ازدواج کنید قبل از اینکه با دوست دخترهای دیگران ازدواج کنید!"

عکس و مکث های سانسوری

سکانس پنجم صف تو صف

الان هیچکی نمی دونه کجاس! ایرانی ها تنها انسان های شیک و مهربان توی مهمانی ها نیستند فقط کافی است پای مرغ و نان و سبد کالا و یارانه وسط بیاید، این قفل را کلید هیچ رئیس جمهوری باز نخواهد کرد این وضعیت فقط داس می خواهد و تغییرات اتوبوسی!

دوستان فرهنگستان ادب فارسی با دیدن این صحنه اصطلاح جدید "صف تو صف" را به لغتنامه اضافه کردند.

عکس و مکث های سانسوری

سکانس ششم آقا تو رور خدا

آمارها می گویند در ایام پخش نذری ها بیماران به طور چشمگیری افزایش می یایند دانشمندان دنبال کشف این ویروس جدید هستند!

البته برخی ها هم که بیمار ندارند تبرک نذری را در قابلمه می بینند، شفا ته قابلمه است و کاری از هیچ کس برنمیاد.

عکس و مکث های سانسوری

سکانس هفتم پسرهای امروزی

کسانی که جدیدا به دنبال ازدواج دختران خود هستند باید برای انتخاب داماد ایده ال خود به این سوال ها جواب دهند داماد پسر باشه یا دختر؟! ابروهاش برداشته باشه یا دست نزده؟ موهاشو گلت کرده باشه یا ساده باشه؟ آپشن گردنبند و لنز و عجیجم هم داریم! عزیزم ببخشید.

عکس و مکث های سانسوری

سکانس هشتم شادی های یواشکی

مردم همه از بازی های خوب تیم ملی شاد بودند اما گویا عده ای شاد تر بودند کلا شاد بودند؛ جیب اسپانسر بود و آب و هوای خوب و برزیل و جام جهانی، و نمایندگی فرهنگ ایرانی هم فقط در چهارچوب مرزهای خودمان جواب می دهد و چند روزی بود که خلبان اعلام کرده بود هم اکنون از مرزهای ایران اسلامی خارج شده اند پس حله! البته امیدواریم همیشه همه شاد باشند و خرم.

امیر رضوانی - سایت تبیان

[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٤/۱۱ ] [ ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

 سام درخشانی

[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٤/۱۱ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]
قرائتی به مسئله ازدواج جوانان اشاره کرد و افزود: در شرایط کنونی جامعه ازدواج‌های دانشجویی را قبول نداریم بلکه ازدواج‌ها باید از دوران دبیرستان شکل گیرد چراکه سومین نیاز انسان پس از نیاز به اکسی‍ژن و آب، داشتن همسر و همدم است.
صراط: عضو شورای زکات کشور گفت: مسئله ازدواج جوانان با حمایت دولت در کنار اختصاص زکات به این امر قابل حل است و مسئولین باید در فرهنگ سازی این مهم تلاش نمایند.

حجت‌الاسلام محسن قرائتی ظهر امروز در همایش مبلغین و عاملین زکات اظهار کرد: نهضت قرآن‌آموزی باید توسط مسئولان جامعه راه‌اندازی شود و هر مدیرکل و مسئولی خود را ملزم به برگزاری کلاس قرآن در محل خدمت خود کند تا کارکنان آن مجموعه از کلام وحی بهره‌مند شوند.

وی افزود: برای راه‌اندازی نهضت قرآنی در جامعه تنها همت و تلاش لازم است و در این زمینه باید شکل، شیوه و سواد استاد تدریس‌کننده مطلوب باشد.

قرائتی گفت: گاهی در یک جلسه ۲۰۰ نفره همگان منتظر حضور قاری برای قرائت قرآن می‌مانند در حالی که همه باید با قرآن انس داشته و بتوانند به شکل صحیح این کتاب الهی و هدایت بشری را بخوانند.

وی به مسئله ازدواج جوانان اشاره کرد و افزود: در شرایط کنونی جامعه ازدواج‌های دانشجویی را قبول نداریم بلکه ازدواج‌ها باید از دوران دبیرستان شکل گیرد چراکه سومین نیاز انسان پس از نیاز به اکسی‍ژن و آب، داشتن همسر و همدم است.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور بیان کرد: بدون شک مسئله ازدواج سن و سال نمی‌شناسد و حتی پیرزن‌ها و پیرمردها هم نیاز به همسرگزینی دارند.

عضو شورای زکات کشور گفت: مسئله ازدواج جوانان با حمایت دولت و اختصاص زکات به این امر قابل حل است.

وی اظهار کرد: باید طعم انس با قرآن را در ابتدا خود بچشیم و سپس به جوانان بچشانیم و در این زمینه ادارات اوقاف و امور خیریه و سازمان تبلیغات اسلامی می‌توانند فعالیت‌های قرآنی جامعه را اشاعه دهند.

عضو شورای زکات کشور گفت: در قرآن کریم ۳۲ مرتبه از کلمه زکات استفاده شده است و این عمل پرداخت زکات به اندازه‌ای دارای ارزش و اهمیت است که انسان را پاک و مطهر کرده و بخل را از وجود وی می‌زداید.

قرائتی بیان کرد: ۸۰ درصد پرداختی‌های زکات مردم باید به دست فقرا برسد چون سایر ادارات متولی و پشتیبان دارند اما فقیران و نیازمندان دارای حامی و سرپرست نیستند.

رئیس ستاد اقامه نماز بیان کرد: راهکار گرایش یافتن جوانان به امر نماز این است که آثار و برکات نماز برای جوانان تبیین شده و جوانان را به خداوند متعال علاقه‌مند کنیم.

[ یکشنبه ۱۳٩۳/۳/٤ ] [ ٩:۳۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

حمیدرضا، 26 سالش است و این روزها پس از پایان تحصیل و انجام خدمت سربازی در شرکتی مشغول به کار شده و به رغم اینکه علاقه بسیاری به ازدواج و تشکیل خانواده دارد ...

ازدواج های بالای خط قرمز

خانه مستقل، اتومبیل مدل بالا، شغلی با درآمد چند میلیونی، جهیزیه ای از شیر مرغ تا جان ادمیزاد، عروسی مفصل و ریخت و پاش های دهن پر کن، اینها چند نمونه از مواردی است که بسیاری از جوانان وجودشان را برای اغاز یک زندگی مشترک، نه کافی که لازم می دانند! انتظاراتی که در بیشتر موارد باعث می شود ازدواج تا نیمه های دهه سوم زندگی به تعویق بیفتد.

یکی از عواملی که باعث شده است نموداری های اماری ازدواج به رغم وجود حجم میلیونی جوانان مجرد در سن ازدواج، اینگونه شیب نزولی خود را طی کنند، تمامیت خواهی اقتصادی جوانان در مسیر ازدواج است، به این معنی که برخی جوانان ازدواج را تنها در شرایطی محقق می دانند که همه چاله مالی شان برطرف شده باشد و بدون هیچ مشکل و کم و کاست، راهی خانه بخت شوند.
مجرد

خانه ندارم، چطور زن بگیرم؟!

حمیدرضا، 26 سالش است و این روزها پس از پایان تحصیل و انجام خدمت سربازی در شرکتی مشغول به کار شده  و به رغم اینکه علاقه بسیاری به ازدواج و تشکیل خانواده دارد، تا به حال جرات خواستگاری رفتن را نداشته است. وی در این خصوص می گوید: راستش را بخواهید، در خانه ما زمانی که برای خواهرم خواستگار می امد، مادر و پدرم اول می پرسیدند که آیا خواستگار خانه و خودروی شخصی دارد یا نه و اگر می شنیدند که خدا نکرده خواستگار از داشتن این امکانات بی بهره است بدون فوت وقت، پاسخ منفی می دادند. دراین میان با اینکه من تمایل به تشکیل زندگی دارم، اما زمانی که فکر می کنم اگر خواستگاری رفتم و پدر دختر همان خواسته های پدر و مادرم را طلب کرد، من چه جوابی به او بدهم، در حالی خانه ندارم و تنها می توان با پس از اندازم خانه کوچکی در  مرکز شهر اجاره کنم، جرات نمی کنم به حرف دلم گوش بدم و راه تشکیل زندگی و خانواه را در پیش بگیرم.


با این حقوق که به من زن نمی دهند!

احسان 31 سال سن دارد و چند سالی است در یکی از ادارات دولتی مشغول به کار شده اما هنوز نتوانسته انتظاراتی را که از نظر خودش برای ازدواج لازم است، مهیا کند. وی در این باره می گوید: پس از چند سال کار کردن فقط یک پراید دارم و مبلغ اندکی که به سختی از پس مبلغ رهن یک خانه کوچک بر می آید، در کنار حقوقی که پایه وزارت کار است، من از شما می پرسم من با این مبلغ از حقوق چطور می توانم از پس تامین هزینه های زندگی بر بیایم در حالی که این مبلغ به سختی کفاف هزینه های دوران تجردم می کند آن هم در شرایطی که در خانه پدرم ساکن هستم و همه هزینه خریدهای خانه بر عهده پدرم است. وی ادامه می دهد: با توجه به هزینه های زندگی مشترک و ازدواج، من هم اگر جای دخترها بودم با مردی با چنین شرایطی ازدواج نمی کردم!

در شرایطی که تامین خواسته های ایده الیستی مالی، سن ازدواج را به سالهای دهه سوم زندگی جوانان کشانده، بهترین راه حل این است که تعریفی نو و هماهنگ با شرایط اقتصادی و اجتماعی از شرایط خواستگار مطلوب و جهیزیه مناسب مطرح شود


خواستگارهایم خانه و ماشین نداشتن، تجرد را ترجیح دادم!

مریم 30 سالش است و پس از پایان تحصیلاتش در یکی از دانشگاه های معروف کشور، چند سالی است که یکی از دارات دولتی مشغول به کار شده و از قضا در کارش هم بسیار موفق است. مریم اما تا به حال ازدواج نکرده است و زمانی که از دلایل ازدواج نکردش از او می پرسیم می گوید: من خواستگارهای زیادی داشته ام که برخی ها به دلم می نشستند و برخی نه، آن عده از خواستگارهایی که توان مالی داشتند، دلنشین نبودند و ان عده ای از خواستگارهایی هم که به نظرم مقبول می افتادند، توانایی خرید خانه و خودرو و تامین آن مدل از زندگی که در رویاهای من بود را نداشتند و در نهایت من مجرد ماندم. وقتی که نظر از او در خصوص معیارهای مالی همسر ایده ال می پرسیم پاسخ می دهد: خب مردی که یک خانه حداقل 100 متری در یکی از نقاط خوش آب و هوای شمال تهران داشته باشند، درامد ماهیانه اش سه میلیون تومانی باشد و بتواند سالی یک بار مرا به سفر خارج از کشور هم ببرد!
ازدواج یا رهبانیت؟!

جهاز 50 میلیونی از کجا بیاورم؟!

لیلا، 27 ساله است و تا به حال خواستگارهای مناسبی هم داشته اما به هیچ کدامشان پاسخ مثبت نداده است. وقتی در خصوص دلیل این تصمیمش از او می پرسیم، می گوید: من اگر بخواهم به یکی از خواستگارهایم پاسخ مثبت بدهم و راه خانه بخت را در پیش بگیرم، باید بتوانم جهزیه تهیه کنم و با توجه به قیمت های این دوره، باید 50 میلیون پول برای خرید اقلام جهیزیه پول داشته باشم و زمانی که من یک دهم این مبلغ را هم ندارم، چطور می توانم به خواستگارهایم پاسخ مثبت بدهم؟!


قرار نیست اول زندگی همه خانه و ماشین و جهزینه کامل داشت

ایده ال نگری مالی جوانان در زمینه ازدواج باعث شده که بسیاری از آنها سالهای جوانی را در تنهایی سپری کند در حالی که می توانند با نوع دیگر نگریستن و پایین اوردن سطح انتظارات، این سالها را در کنار همسر و همراهی بگذارند که با بودنش، شادی عشق را به زندگیشان می آورد. برای این تغییر رویکرد کافی است جوانان خواسته های و انتظاراتشان را به وضعیت موجود و غالب اجتماع هماهنگ کنند، به عنوان مثال زمانی که پایه حقوق وزارت ارشاد 650 هزار تومان است و هزینه خرید یک متر خانه در مرکز شهر تهران 5 میلیون تومان است، چطور می تواند انتظار داشت که جوانی 25، 26 ساله خواستگار، خانه شخصی داشته باشد؟! یا در طرف دیگر ماجرا با در نظر گرفتن همین حقوق پایه وزارت کار چطور می توان انتظار داشت پدر عروس که به غیر از این دختر ، حتما فرزندان دیگری هم دارد، بتواند از پس خرید جهزیه های 50 میلیونی بر بیاید.

در این میان مدیران رسانه ای و مسئولان با ترویج ازدواج های آسان بازتعریف معیارهای اقتصادی ازدواج مناسب می تواند راه را بر تدوام باورهای ناصحیحی که فقط ازدواج را دشوار می کند،مسدود کنند
ازدواج ساده

در شرایطی که تامین خواسته های ایده الیستی مالی، سن ازدواج را به سالهای دهه سوم زندگی جوانان کشانده، بهترین راه حل این است که تعریفی نو و هماهنگ با شرایط اقتصادی و اجتماعی از شرایط خواستگار مطلوب و جهیزیه مناسب مطرح شود تا بر اساس آن ایده الهای ذهنی جوانان و خانواده هایشان  با واقعیت های اجتماعی چنین فاصله نجومی نداشته باشد. در این میان مدیران رسانه ای و مسئولان با ترویج ازدواج های آسان بازتعریف معیارهای اقتصادی ازدواج مناسب می توانند راه را بر تدوام باورهای ناصحیحی که فقط ازدواج را دشوار می کند ، مسدود کنند. 

تبیان

[ یکشنبه ۱۳٩۳/۳/٤ ] [ ۸:٤۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

ابوحمزه ثمالى مى گوید: در خدمت امام باقر علیه السلام نشسته بودم که خادم حضرت آمد و براى مردى اجازه ورود خواست ، و امام نیز اجازه داد وارد شود. مرد تازه وارد سلام کرد و حضرت جواب داد و خوش آمد گفت و او را نزدیک خود جاى داد و از حالش جویا شد. مرد تازه وارد گفت : فدایت شوم ، من دختر فلانى را خواستگارى نموده ام ولى او به علت چهره زشت من و فقر و غربتم ، دست رد به سینه ام زده و مرا شایسته دامادى خود نمى داند، به طورى یاءس از زندگى و غصه و اندوه قلبم را فشرده است که مرگ خود را از خداوند خواسته ام .
حضرت فرمود: خودت به عنوان فرستاده من مى روى نزد او و مى گویى : محمد بن على بن الحسین بن على بن ابیطالب علیه السلام مى گوید: دخترت را به منجح بن رباح تزویج کن و جواب رد به او مده !
منجح یعنى همان مرد شادمان شد و با شتاب به عنوان فرستاده حضرت امام باقر علیه السلام براى خواستگارى مجدد روانه خانه پدر دختر گشت ...
بعد از رفتن او امام محمد باقر علیه السلام رو کرد به حضار و فرمود: مردى از اهل یمامه (1) به نام جویبر به منظور جستجوى آئین اسلام به حضور پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم شتافت و با اشتیاق اسلام آورد و دیرى نپائید که از خوبان اصحاب پیغمبر به شمار آمد.
جویبر مردى سیاه پوست و فقیر بود، قامتى کوتاه و چهره اى زشت داشت . پیغمبر به ملاحظه اینکه وى مردى غریب و برهنه بود، او را مورد تفقد قرار داد و فرمود دو پیراهن به طرز پوشش آن روز به وى بپوشانند و روزانه یک من خوراک برایش مقرر دارند؛ و در مسجد سکونت کند، ولى شبها را بیدار بماند.
کم کم افراد غریب و حاجتمند که مانند او به شرف اسلام فائز مى گشتند و از روى ناچارى در مدینه مى ماندند، رو به فزونى گذاشت و مسجد پیغمبر براى سکونت آنها تنگ شد.
در این هنگام خداوند به پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم وحى فرستاد که آنها را از مسجد خارج سازد، و آن مکان مقدس را همچنان براى عبادت پاک و پاکیزه نگاهدارد.
همچنین پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم ماءمور شد تمام درهاى خانه هائى را که به مسجد باز مى شد و ساکنان آن از مسجد آمد و رفت مى کردند، جز در خانه على علیه السلام و دخترش فاطمه زهرا علیه السلام را ببندد و کارى کند که نه شخص جنب از آنجا بگذرد و نه غریبى در آن به سر برد.
پیغمبر هم دستور داد صفه اى (سکوئى ) در جنب مسجد براى اسکان این عده ساختند و آنها را در آن محل جاى دادند. به همین جهت این عده از فقرا و غرباى تهى دست که در صدر اسلام و روزگار تنگدستى مسلمین با این وضع رقت بار و شرائط طاقت فرسا مى سوختند و مى ساختند به اصحاب صفه یعنى (ساکنان سکو) معروف گشتند.(2)
چون پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم از مشاهده آنان متاءثر مى گردید، شخصا از آنها دلجوئى مى نمود و فردفرد آنها را مورد تفقد قرار مى داد، و هر قدر میسور بود نان و خرما و مویز به آنها مى رسانید.
مسلمانان متمکن هم از آن حضرت پیروى نموده به مقدارى که توانائى داشتند از آنها دستگیرى مى کردند.
روزى پیغمبر در آن جمع با کمال راءفت و حالى رقت بار به جویبر نگریست و فرمود: جویبر! چه خوب بود که همسرى اختیار مى کردى تا شریک زندگیت گردد و در امور دنیا و آخرت با تو همکارى کند!
جویبر عرض کرد: اى پیغمبر خدا پدر و مادرم فدایت شوند، کدام زن حاضر است به همسرى من تن در دهد؟
من که نه حسب و نسب و نه مال و نه جمال دارم چه زنى رغبت مى کند با من ازدواج نماید؟ پیغمبر فرمود: اى جویبر: خداوند جهان به برکت دین حنیف اسلام آنکس را که در جاهلیت شرافت داشت ، پست نمود، و کسانى را که پست بودند، شرافت داد، و آنها را که سابقا ذلیل بودند عزیز گردانید، و آن همه نخوت جاهلیت و تفاخر و بالیدن به قبیله و نسب را که میان آنها مرسوم بود، به کلى برانداخت .
امروز دیگر همه مردم : سفید، سیاه ، قریش ، عرب و عجم برابرند. همه فرزندان آدم هستند و آدم را هم خداوند از خاک آفرید!!
در روز قیامت محبوب ترین مردم در پیشگاه خداوند فقط پارسایان و پرهیزکارانند.
من امروز کسى را نمى بینم که نسبت به تو فضیلتى داشته باشد، مگر این که پرهیزکارى و تقواى او در پیشگاه خداوند از تو بیشتر باشد!
سپس پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: اى جویبر! هم اکنون بى درنگ مى روى نزد زیاد بن لبید که شریفترین مردم قبیله بنى بیاضه است ، و مى گوئى رسولخدا مرا فرستاده و دستور داده است که دخترت ذلفا را بعقد همسرى جویبر در آورى !
وقتى جویبر وارد خانه زیاد بن لبید شد زیاد با گروهى از بستگان خود نشسته و سرگرم گفتگو بود، جویبر اجازه ورود خواست و بعد از آنکه به مجلس درآمد سلام کرد، آنگاه زیاد را مخاطب ساخت و گفت : من از جانب رسول خدا آمده ام و براى انجام کارى حامل پیامى مى باشم ، آنرا به طور آشکار بگویم یا خصوصى و پنهانى ؟
زیاد نه ! چرا پنهانى ! آشکار بگو! من پیام رسول خدا را موجب فخر و شرافت خود مى دانم !
جویبر - پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم پیغام داده که دخترت ذلفا را به عقد همسرى من در آورى !!
زیاد - پیغمبر تو را فقط براى ابلاغ این پیام فرستاده ؟
جویبر - آرى ! من سخن دروغ به رسول خدا نسبت نمى دهم .
زیاد - ما مردم مدینه ، دختران خود را به اشخاصى که همشاءن ما نیستند تزویج نمى کنیم ! برگرد و عذر مرا به سمع مبارک پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم برسان .
جویبر ناراحت شد و در حالیکه مى گفت : به خدا قسم این دستور قرآن مجید و گفته پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله وسلم نیست ، مراجعت کرد.
ذلفا دختر زیاد سخنان جویبر را شنید. کسى فرستاد و پدرش را به اندرون خواست و پرسید: پدر جان ! چه گفتگوئى با جویبر داشتى ؟
زیاد - جویبر مى گفت : پیغمبر مرا فرستاده که دخترت ذلفا را به من تزویج نمایى .
ذلفا - به خدا جویبر دروغ نمى گوید، بفرست تا پیش از آنکه او به نزد پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم مراجعت کند برگردد.
زیاد فرستاد جویبر را از میان راه برگردانیده و مورد تفقد و احترام قرار داد، سپس گفت : اینجا باش تا من برگردم .
آنگاه خود به حضور پیغمبر شرفیاب شد و گفت : پدر و مادرم فدایت گردد، جویبر پیامى از جانب شما آورده ولى من پاسخ او را به نرمى ندادم . اینک شخصا به حضور مبارکت شرفیاب شده و عرض مى کنم که ما طایفه انصار دختران خود را جز به افراد همشاءن خود تزویج نمى کنیم .
پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: اى زیاد: جویبر مردى باایمان است . مرد مؤمن همشاءن زن مؤمنه و مرد مسلمان همشاءن زن مسلمان است ، دخترت را به همسرى جویبر در آور و از دامادى او ننگ مدار!
زیاد برگشت به خانه و آنچه پیغمبر فرموده بود به اطلاع دخترش ‍ رسانید.
دختر گفت : پدر جان این را بدان که اگر از فرمان پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم سرپیچى کنى کافر خواهى شد، با صلاحدید پیغمبر خدا جویبر را به دامادى خود بپذیر!!
زیاد هم چون چنین دید بیرون آمد و دست جویبر را گرفت و به میان بزرگان قوم خود آورد و ذلفا دخترش را به وى تزویج نمود، مهریه و جهیزیه عروس را نیز شخصا به عهده گرفت !
از جویبر پرسیدند: خانه اى دارى که عروس را به خانه ات بیاوریم ؟ گفت : نه ! به دستور زیاد خانه اى با وسائل و لوازم زندگى تهیه دیدند، و به وى اختصاص دادند. عروس را نیز آرایش کرده و خوشبو نمودند و به جویبر نیز لباس دامادى پوشانیدند.
بدین گونه ذلفا دختر زیباى یکى از بزرگترین اشراف مدینه و قبیله معروف خزرج به همسرى مرد سیاه پوست از نظر افتاده اى که فقط به زیور ایمان و معرفت آراسته بود، در آمد.
لحظه اى بعد جویبر را به حجله آوردند. وقتى اتاق خلوت شد، و نگاهش به رخسار زیباى عروس افتاد، و خود را در خانه اى دید که همه چیز دارد، و غرق در زینت و عطر است ، برخاست به گوشه اى رفت و تا سپیده دم مشغول قرائت قرآن و نماز و عبادت شد!
وقتى صداى اذان شنید برخاست و براى اداى نماز در پشت سر پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم از خانه بیرون رفت . ذلفا نیز وضو گرفت و نماز گزارد.
روز بعد که ماجراى شب را از ذلفا پرسیدند گفت از سر شب تا بامداد یا قرآن مى خواند، یا در رکوع بود، و یا سجده مى نمود! شب بعد نیز همین طور گذشت ، ولى چون شب سوم بدین گونه سپرى شد و زیاد هم از موضوع اطلاع یافت ، به حضور پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم رسید و عرض کرد: یا رسول الله ! امر فرمودى جویبر را به دامادى انتخاب کنم ، با وجودى که همشاءن ما نبود، به فرمان مبارکت گردن نهادم و دخترم را به همسرى او در آوردم .
پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: خوب مگر چه شده ؟ زیاد ماجراى سه شب گذشته را به عرض رسانید و اضافه کرد که جویبر تاکنون با عروس سخن نگفته ، و اصولا شاید میلى به جنس زن نداشته باشد! سپس گفت اکنون هر طور صلاح مى دانید اطاعت مى کنم . این را گفت و از حضور پیغمبر مرخص شد.
بعد از رفتن او پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم جویبر را احضار نمود و فرمود: جویبر! مگر تو میل به زن ندارى ؟
جویبر عرض کرد: یا رسول الله ! براى چه ؟ اتفاقا علاقه من به جنس ‍ زن بیش از دیگران است !
پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: من عکس این را شنیده ام . مى گویند: خانه وسیعى با تمام اثاث و لوازم زندگى برایت فراهم نموده و تو را به آنجا برده اند، ولى تو اصلا به عروس زیبا و خوشبوى خود توجه نکرده و تاکنون با او سخن نگفته و به وى نزدیک نشده اى ، علت این بى اعتنائى چیست ؟
جویبر عرض کرد یا رسول الله ! من چون خود را در خانه اى وسیع و فرش ‍ کرده و پر از لوازم زندگى و عطر و زینت دیدم ، به وضعى که سابقا داشتم اندیشیدم ، و بیکسى و نیازمندى و تنگدستى خود را با غریبان و بیچارگان به یاد آوردم !
از اینرو خواستم قبل از هر چیز شکر نعمت را به جاى آورده و بدین گونه به ذات مقدس باریتعالى تقرب جویم ، شبها را تا صبح به عبادت و قرائت قرآن پرداختم و روزها را به همین منظور روزه گرفتم . در عین حال آن را در مقابل آنچه خداوند به من ارزانى داشته ناچیز مى بینم !
ولى قول مى دهم که امشب را با عروس خود به سر برم و رضایت کسان او را جلب کنم !
پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم فرستاد و جریان را به اطلاع زیاد بن لبید پدر عروس رسانید، و آنها هم خشنود شدند. جویبر نیز در شب چهارم همان طور که گفته بود عمل کرد.
چیزى نگذشت که جویبر در رکاب پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم بعزم جنگى از مدینه خارج شد، و در آن جنگ شربت شهادت نوشید. بعد از شهادت او ذلفا خواستگاران زیادى پیدا کرد، به طورى که هیچ زنى در مدینه نبود که مانند او آن همه خواستگار داشته باشد، و در راهش آن اندازه اموال فراوان صرف کنند!!(3)

[ شنبه ۱۳٩۳/۳/۳ ] [ ٥:۳٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

 

روز یکشنبه مراسم عقد کبری گل دختر عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه با حضور رجب طیب اردوغان برگزار شد

روز یکشنبه مراسم عقد کبری گل دختر عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه با حضور رجب طیب اردوغان برگزار شد

ازدواج دختر رئیس جمهور ترکیه

ازدواج دختر رئیس جمهور ترکیه

 ازدواج دختر رئیس جمهور ترکیه

 ازدواج دختر رئیس جمهور ترکیه

اقتصادایران آنلاین

[ شنبه ۱۳٩۳/۳/۳ ] [ ٥:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

متفاوت ترین ماشین عروس

ماشین عروس

عصرایران

[ شنبه ۱۳٩۳/۳/۳ ] [ ٥:٠۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

 

مشکل نبود همسر !

پسران در قحطی دختران

 گذشت آن سالهایی که پسرها با بهانه اینکه تعداد دخترهای در سن ازدواج بسیار بیشتر از تعداد آنها است، دست خود را برای انتخاب هر دختری به عنوان همسر باز می دانستند و حتی با ارائه امارهای مبالغه آمیز، سعی در دو برابر جلوه دادن دخترها به نسبت پسرها داشتند!

به گفته مدیرکل جمعیت و آمار سازمان ثبت احوال با افزایش تعداد پسران مجرد به نسبت دختران از امسال، تا سال 97 ، تعداد پسران مجرد، 2 میلیون بیشتر از تعداد دختران مجرد خواهد شد!

سالهای سال است که ماجرای بالا بودن تعداد دختران مجرد در سن ازدواج به نسبت پسرهای مجرد در این سن، سوژه بحث های اجتماعی بسیاری شده است و برخی این تفاوت را با رقم های دروغین و غلو آمیز همراه می کردند تا به قول معروف از آب گل آلوده ماهی گرفته و بیشتر بودن دخترها به نسبت پسرهای در سن ازدواج را بهانه ای برای رواج ازدواج های مجدد و فروپاشیدن بنیان خانواده قرار دهند. غافل از اینکه با تغییرات موالید این روزها دیگر خبری از داستان بیشتر بودن دخترها به نسبت پسرها نیست و از امسال به بعد با کاهش دخترهای در سن ازدواج به نسبت پسرهای در این سن هر سال که می گذرد، دخترهای در سن ازدواج کمتر و کمتر می شوند تا جایی که تا سال 97، به ازای 2 میلیون پسر، دختری برای ازدوج کردن وجود ندارد.


تغییرات جمعیتی از نوع دهه شصت!

در سالهای اواخر دهه 50 و سالهای دهه 60 ، نمودارهای زاد و ولد تغییراتی گسترده ای را به خود دید و بر این اساس نرخ زاد و ولد به نسبت سالهای پیش از آن با رشد چشم گیری رو برو شد تا آنجایی که نمودار سینوسی موالید در این سالها نقظه ماکسیمم را نشان داد. در نهایت موالید این سالها در سالهای دهه هشتاد به عرصه دانشگاه و اشتغال و ازدواج رسیدند اما مسئله ای که در این میان مطرح می شد، این بود که دختران متولد سالهای پایانی دهه پنجاه و سالهای ابتدایی دهه شصت اگر می خواستند به قرار گذشته با پسرانی که چهار تا پنج سال از آنها بزرگتر هستند، ازدواج کنند آن وقت با آن نسل از پسرهایی روبرو می شدند که پیش از افزایش موالید پا به هستی گذاشته بودند این در حالی بود که  پسرانی دهه پنجاهی ، کفاف ازدواج با دختران دهه شصتی را نمی دانند و همه حرف و حدیث های زیاد بودن دخترها و پسرها از همین حساب ساده، حاصل شد!

با توجه به اینکه آمارها بیانگر افزایش تعداد پسران مجرد نسبت به دختران است یکی از راه‌حل‌هایی که برای رهایی از این مشکل پیشنهاد شده، ترویج الگوی همسن‌گزینی در ازدواج است


وقتی ترکیب سنی تغییر می کند

سالها از پی هم گذشت و با گذار از دهه شصت، نمودار سینوسی موالید از نقطه ماکسیمم به سمت پایین سر کج کرد و هرچه که می گذشت تعداد زاد و ولدهای کمتر می شد. سه سال پیش و در سال90، شهلا کاظمی پور با اشاره به اینکه مشکل ازدواج تنها برای دختران متولد شصت است اعلام کرده بود که از نظر تناسب تعداد دختران و پسران به یک نسبت است اما اگر اختلاف سن بین زوجین هنگام ازدواج را درنظر بگیریم به این نتیجه خواهیم رسید که تعداد دختران در سن ازدواج بیشتر از تعداد پسران است. وی تاکید کرده بود که تفاوت سنی ازدواج در کشور 5 سال بوده است یعنی به‌طور معمول سن مردان 5سال بیشتر از زنان بود اما این اختلاف سن کم‌کم تغییر کرد و تعداد دختران مجرد به 400هزار نفر در سال 90کاهش یافت و تغییر الگوی رفتاری در همسر‌گزینی سبب کاهش فاصله سنی بین زوجین به هنگام ازدواج شد. ‌این تغییر چنان معنادار بود که علی‌اکبر محزون اعلام کرده است که با ورود جمعیت کشور به میانسالی، با توجه به اختلاف پنج‌ساله سن زوج و زوجه که در بسیاری از ازدواج‌ها رعایت می‌شود، به مرور اختلاف آمار جمعیتی بین زنان‌ و مردان پدیدار می‌شود و اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، تا سال 97تعداد مردان در سن ازدواج (20تا 34ساله) حدود 2میلیون نفر بیش از زنان در سن ازدواج (15تا 29ساله) خواهد شد.

مشکل نبود همسر برای 2 میلیون پسر جوان مجرد!

با توجه به اینکه آمارها بیانگر افزایش تعداد پسران مجرد نسبت به دختران است یکی از راه‌حل‌هایی که برای رهایی از این مشکل پیشنهاد شده، ترویج الگوی همسن‌گزینی در ازدواج است. محزون در این‌باره گفته که با ترویج همسن‌‌گزینی میان جوانان، آمار زنان و مردان در آستانه ازدواج به تعادل می‌رسد و پدیده‌هایی همچون پیشی‌گرفتن ‌آمار مردان در آستانه ازدواج بر زنان، مهار می‌شود. اگر چه ساخت و رواج الگوهای رفتاری در جامعه ناشی از تحولات، رخدادها و حوادثی است که مردم کشور پشت سر می‌گذارند؛ باید دید که آیا این روش از سوی دختران و پسران مورد قبول واقع می‌شود یا نه؟ درصورتی که همسن‌گزینی رواج پیدا نکند ممکن است سال به سال به تعداد پسران مجردی که بختی برای پیداکردن همسر ندارند روزبه‌روز افزایش یابد.


خانواده و رسانه به یاری دو میلیون پسر مجرد بشتابند

بنابر آمارهای نگران کننده ثبت احوال در خصوص کمبود دختر در سن ازدواج در سالهای آتی و بی همسر ماندن 2 میلیون پسر جوان، تنها سیاست گذاری مسئولان کشور، مدیران رسانه ای و تدبیر خانواده ها است که می تواند حلقه گم شده این دو میلیون پسر مجرد مجرد جوان را پیدا کند. یکی از مهم ترین مسائل در این میان فرهنگ سازی برای ازدواج با نسبت سنی معکوس است به این معنی که تقابل جامعه و خانواده ها در برابر ازدواج هایی که در آنها زن از مرد بزرگتر تر است، از میان برود. از طرف دیگر مسئولان با سیاست گذاری در خصوص ترویج ازدواج های با تفاوت سنی معکوس میان دختران و پسران می توانند مسیر را برای برطرف شدن مشکل پسران جوان مرتفع کنند. علاوه بر این رسانه ها هم با پرداخت به مسئله هم سن گزینی و پس همچنین رابطه معکوس سن ازدواج زوجین می توانند، راه را برای افزایش ازدواج و حل مکشلات مجردها بگشایند.

تبیان

[ شنبه ۱۳٩۳/۳/۳ ] [ ٥:٠۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

در این وبلاگ سعی میشود اطلاعات جامعی در مورد ازدواج(دائم و موقت) درج گردد لطفا نظرات و پیشنهادات خودر را برای هرچه بهتر شدن این وبلاگ مطرح نمایید
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب