وبکده ازدواج
اطلاعات جامع در مورد ازدواج(دائم موقت) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه

این شیوه جدید اعلام طلاق و از هم‌پاشیدگی خانواده‌های ایرانی است که هر چند ابتدا فقط در تهران رواج داشت اما این روزها در همه کلانشهرهای کشور باب شده است.

جشن طلاق

داخل این کارت زیبا که شبیه کارت دعوت مراسم میهمانی است، نوشته شده است: «دیگه پشت دستمو داغ می‌کنم / که تا زنده‌م عاشق هیشکی نشم / عاشق هر کی بشم خیالی نیست / لااقل اسیر تو یکی نشم / عروسکی بودم برات / که تو بهم نفس دادی / دلم رو یک روز خریدی / فرداش آوردی پس دادی - بدینوسیله از شما دعوت می‌شود که به جشن آزادی مریم و محمد قدم بگذارید!»

این شیوه جدید اعلام طلاق و از هم‌پاشیدگی خانواده‌های ایرانی است که هر چند ابتدا فقط در تهران رواج داشت اما این روزها در همه کلانشهرهای کشور باب شده است.

محمود - فروشنده کارت دعوت در خیابان بهارستان - می‌گوید: از 2 سال گذشته تا کنون مراجعات زیادی داریم که زوج‌های جوان با خوشحالی به سراغ ما می‌آیند و کارت‌های جشن طلاق خود را سفارش می‌دهند. اوایل این امر باعث تعجب ما می‌شد و حتی چند بار از گرفتن سفارش برای این کارت‌ها سر باز زدیم اما وقتی از همکاران سوال کردیم دیدیم آنان این سفارشات را می‌پذیرند و برایشان عادی است. بیشتر کارت‌های فانتزی با متن‌های خنده‌دار مورد توجه این متقاضیان است و در بسیاری از موارد هم زن و مرد با هم برای سفارش دادن کارت میهمانی طلاق خود مراجعه می‌کنند!»

به این ترتیب است که به نظر می‌رسد از هم گسیختن ارزش‌ها به ماجرای زشت طلاق که روزی روزگاری برای مردم جامعه نکوهیده و ناپسند بود نیز باز شده است.

در هر حال آنچه مسلم است، طبق آمارها در سال‌های اخیر درصد طلاق در کشور رشد چشم‌گیری داشته است. روان‌شناسان معتقدند که افزایش میزان طلاق، علل مختلفی دارد. یکی از دلایل آن افزایش پویایی روانی افراد است. در واقع داشتن آرامش و اعصاب راحت در ازدواج می‌تواند از طلاق زودهنگام جلوگیری کند. نداشتن فقر مالی، اشتغال، عدم مردسالاری و نبود اعتیاد نیز می‌تواند در رخ ندادن طلاق در جامعه موثر باشد.

البته جامعه‌شناسان عصر حاضر اعتقاد دارند که بر خلاف نگاه سنتی حاکم در جامعه، همیشه طلاق بد نیست و همیشه هم ازدواج خوب نیست. حتی گاهی طلاق را از ادامه زندگی مشترک بهتر می‌دانند چرا که ازدواج خوب باعث سلامت جسمی و روانی افراد می‌شود و در مقابل، ازدواج بد می‌تواند اثر مخربی بر سلامت جسمی و روانی افراد بگذارد.

با این حال، ریخته شدن اینگونه قبح طلاق و جشن گرفتن آن، زنگ هشداری برای جامعه ایرانی است؛ زنگ هشداری که هر چند مدت‌هاست به صدا در آمده اما هنوز راه حلی اساسی برای آن اندیشیده نشده است و جوانان پرمدعا همچنان بعد از مدت کوتاهی زندگی که با تجمل و عروسی‌های آنچنانی آغاز می‌شود، به جشن طلاق آنچنانی می‌اندیشند و لبخند می‌زنند. لبخندهایی که تلخی آن بعد از چند ماه زندگی مجردی بیش از پیش خودنمایی خواهند کرد.

[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٢/۳۱ ] [ ۸:۳٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

 

عشق ورزی های بوالهوسانه زنان و مردان متاهل داستانی است که قلب هر فردی را جریحه دار می کند و هر عقل سلیمی را به تفکر وا می دارد!

داستان رابطه زنان متاهل با پسران مجرد

عشق ورزی های بوالهوسانه زنان و مردان متاهل داستانی است که قلب هر فردی را جریحه دار می کند و هر عقل سلیمی را  به تفکر وا می دارد!

 

تا همین دیروز در همین جامعه سنتی، رابطه دختر و پسر به شدت مورد نکوهش قرار می گرفت، رابطه ای که از کریه ترین رفتارها بود و گناه نابخشوده ای به شمار می آمد که به هیچ وجه من الوجوه قابل پذیرش و توجیه نبود.

در همین جامعه، دختر و پسر جوانی که شاید به خاطر تلاطم نوجوانی و کنجکاوی مختص آن دوران،جنس مخالف شان را رصد می کردند و گاها نیز به دور از چشم بزرگترهایش رابطه پنهانی عاشقانه ای را برقرار می کردند، مورد تنبیه و مواخذه قرار می گرفتند اما در همین جامعه، چند سالی است که دختران و پسران جوان دیگر قابل تادیب و تنبیه نیستند، رفتار بسیاری از زنان و مردان متاهل روی آنان را سفید کرده است و راه توجیهی را برای عشق ورزی های جوانی شان گشوده است.

 دیگر با دیدن چنین افرادی نمی توان جوان مجردی که شناخت جنس مخالف حق مسلم اوست را زیر سوال برد و توبیخش نمود.

 عشق ورزی های بوالهوسانه زنان و مردان متاهل داستانی است که قلب هر فردی را جریحه دار می کند و هر عقل سلیمی را  به تفکر وا می دارد!

عشق ورزی مردان بعد از تاهل ، داستان تازه ای نیست از دور زمانها بوده و هم اکنون نیز ادامه دارد!!

 اما آنچه باعث تبلور دو شاخ بر سر می شود عشق ورزی زنان متاهل است ، زنانی که همسر و فرزند دارند و اما به دنبال دوستی و برقراری رابطه محبت آمیز و صمیمانه با مردان متاهل و یا پسران مجرد هستند!!

متاسفانه این حقیقت تلخی است که در سالهای اخیر متوجه برخی از افراد جامعه شده و ترس شدیدی را بر دل روانشناسان و جامعه شناسان نشانده است که با ادامه این روند و ریخته شدن قبح این رفتار در زنان ، عاقبت خانواده ها به کجا پیش خواهد رفت؟!

اما به راستی علت این خیانت زنانه چیست؟

به چه دلیل یک زن شوهر دار، با مردان دیگر ارتباط عاطفی و یا جنسی برقرار می کند؟
وقتی روابط زناشویی خوبی بین زوجین نباشد و مرد به هر دلیل موجه و ناموجه ای نتواند به همسر خود محبت کند و خریدار عشق او باشد،امکان خطا بیشتر می شود

در این یادداشت به برخی از دلایل این معضل اشاره شده است:

وقتی جای محبت و عشق خالی است

وای به حال مردی که نتواند همسر خود را از عشق و محبت خود سیراب و اغناء کند. چه بسا یکی از مهمترین علت های خیانت زنان به مردان، کیفیت و چگونگی رابطه زن و مرد با یکدیگر است. وقتی روابط زناشویی خوبی بین زوجین نباشد و مرد به هر دلیل موجه و ناموجه ای نتواند به همسر خود محبت کند و خریدار عشق او باشد،امکان خطا بیشتر می شود. فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی، به مرور زمان روح لطیف و مهربان زن را جریحه دار می کند و انگیزه زندگی و کنار هم بودن را از او سلب می کند وگاها  زمینه ای را فراهم می آورد که زن فکر خیانت در ذهن بپروراند و یا در منجلابی فرو رود که لذتی جزء هراس و احساس گناه  نخواهد داشت.

 
وقتی ترک عادت موجب مرض می شود

تربیت غلط و پرورش در یک خانواده بی بند وبار و خیلی آزاد، گذشته نه چندان پاک و مطهر گاهی چنان با گوشت و خون یک زن عجین می شود که تعهد بعد از تاهل هم چندان مورد نظر و توجه قرار نمی گیرد. زنی که روابط صمیمانه  زیادی را تجربه کرده است و دوستی های مکرری را در تجرد خود داشته است، بی گمان برایش بسیار سخت خواهد بود که بتواند زیر بار تعهد تاهل برود و خود را کنترل کند و  به مرد زندگی خود قانع بوده و درهمان چارچوب به روابط خود ادامه دهد.

 
وقتی زنی تنوع طلب است

ازدواج های مکرر، بی مسئولیتی و عدم تعهد، نقش پذیری جنسی غلط، الگوهای نامناسب، کمبودهایی با رنگ و بویی اغراق آمیز، چشم چرانی و حسادت های زنانه ، گاها یک زن را همانند یک مرد تنوع طلب و حریص می کند و موجب خیانت از نوع زنانه می شود.

وقتی تنهایی بر زنی غلبه کند

برخی از زنان، بعد از تاهل تنهاتر از مجردی شان زندگی می کنند، آنچنان که گویی ازدواج نکرده اند و شریکی ندارند. زنان تنهایی که برای پر کردن وقت و تحمل تنهایی خود مجبور به ارتباط با دیگران و جنس مخالف می شوند.   مردان کار و پر مشغله، مردان درون گرا و منزوی، مردان قهر قرو و کودک مآب ، مردان خودخواه و متعصب، مردان بی تعهد و بی مسئولیت، گاهی چنان سرنوشت تنها و بی کسی را برای همسرشان رقم می زنند که راه مفری جز خیانت را بر زن نمی گذارند.

 
وقتی شخصیت به لرزه بیفتد

رواج روابط ناشایست و ریختن قبح آن در جامعه ممکن است پای زنانی را که اختلال شخصیت، مشکلات فردی و خانوادگی دارند را بلرزاند و همچون وسوسه ای برای زن باشد که او را برای تجربه این روابط سوق دهد. چه بسا ترغیب و تشویق افراد به روابط آزاد زن و مرد در ماهواره، اینترنت، الگوهای فرهنگی نابهنجار و غلط، فشار دوستان و آشنایان و.... باعث شده است که بسیاری از زنان هتک حرمت کرده و حریم خانواده را شکسته و پایبند به چارچوب های اخلاقی نباشند.

 
وقتی پای جبران گذشته در میان است

 زنانی که دوران مجردی محدودی داشته اند و یا گذشته خوبی نداشته اند و یا درد التیام نیافته ای از گذشته بر دل داشته اند، وقتی در شرایط آزادی قرار می گیرند،ممکن است درصدد جبران گذشته برآیند و به گونه ای ناخودآگاه قدم در راه خیانت بگذارند.

 

علاج خیانت زناشویی چیست؟!

روان شناسان معتقدند بهتر راه حل پیشگیری  و یا جلوگیری از پیشرفت  معضل خیانت زناشویی، جستجوی علت ها در سطح فردی،خانوادگی و اجتماعی است. اختلالات شخصیتی نه تنها می تواند فرد را نابهنجار و ضد اجتماعی کند بلکه موجب درگیری فرد در روابط چند گانه می شود و عدم وفاداری نیز نمود بسیار می یابد، شکست های عاطفی و مشکلات خانوادگی که گاها ریشه در کودکی دارد نیز می تواند مسبب رفتار کنونی فرد  باشد. هزاران علت خانوادگی و فردی دیگری نیز وجود دارند  که می توان با  مراجعه به یک روان شناس و شناخت آنها، مشکل را رفع نمود و در جهت اصلاح گام برداشت.

از سوی دیگر، عوامل اجتماعی  متعددی نیز در این امر دخالت دارند که مسئولین بایستی نسبت به آنها بی تفاوت نباشند و  تا دیر نشده کمر همت ببنند. برای جلوگیری از آسیب زنان و حفظ حریم خانواده، می توان با آموزش های متعدد رسانه ای، درجهت آگاهی  وشناخت افراد حرکت کرد و خانواده ها را با آسیب هایی که به موجب خیانت، بر فرد و خانواده وارد می شود، مطلع ساخت.

منبع : سایت تبیان

[ شنبه ۱۳٩۳/٢/٢٧ ] [ ٩:٠٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

آیین عروسی اصیل شیرازی در جشنواره فرهنگی هنری سی راه به مناسبت هفته شیراز در باغ تاریخی ایلخانی این شهر برگزار شد.

عروسی اصیل شیراز

عروسی اصیل شیراز

عروسی اصیل شیراز

عروسی اصیل شیراز

عروسی اصیل شیراز

عروسی اصیل شیراز

عروسی اصیل شیراز

 عروسی اصیل شیراز

عروسی اصیل شیراز

عروسی اصیل شیراز

عروسی اصیل شیراز

عروسی اصیل شیراز

[ دوشنبه ۱۳٩۳/٢/٢٢ ] [ ٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

 

شوخی های تهدیدی,شوخی های مردانه,شوخی های حاوی فحش

من در ابتدای این مقاله اعتراف می کنم که به عنوان یک مرد متاسفانه کم از این شوخی ها نداشته ام! این شوخی ها شاید عادی به نظر برسد و چندان هم مشکلی در زندگی ایجاد نکند، ولی فکر نکنید زن و شوهری که با هم مشکل پیدا می کنند، یک اتفاق خیلی بزرگ بین شان افتاده یا فیزیکی با هم درگیر شدند! بعضی از موضوعات بسیار ریز در زندگی وجود دارد که اگر آنها را رعایت نکنیم، رابطه ما با همسرمان را به تدریج خراب می کنند، پس بیایید با هم این رفتارها را بخوانیم و کنار بگذاریم!

باید بگویم بسیاری از آقایان و مخصوصا پسرهای جوانی که ازدواج می کنند، هنوز در فضای مجردی به سر می برند و نمی دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند، اجازه بدهید خیلی ساده تر شوخی های رایج بعضی مردان را با همسرشان بگویم، البته دقت کنید اینها در فضای عادی و شوخی است :

شوخی های تهدیدی
- طلاق :
مثلا همسر شما می گوید "اگه یکماه آشپزی نکنم چیکار می کنی؟" بدترین جواب این است :"خب طلاقت میدم!" بعد هم غش غش میخندید و در پاسخ ناراحتی همسرتان می گویید :"بابا شوخی کردم" همسر شما هم ناراحت می شود و شما او را "بی جنبه" خطاب می کنید و یک شوخی ساده می شود بهانه ای برای جنجال! 

خب حالا فرضا اگر خیلی مرد خوبی باشید از دل همسرتان هر طور شده در می آورید، اما یک اتفاق خیلی بد افتاده، همسر شما نگران و مضطرب می شود، به فکر می رود، ناراحت می شود، در رابطه زناشویی اش کمی سرد می شود و ... البته منظور این نیست که با یک شوخی کوچک همه چیز خراب می شود، منظور این است که وقتی از این شوخی ها کردید کم کم عادت تان می شود و به تدریج تیشه به ریشه رابطه می زنید.

- زن دوم :
شب دیر به خانه می آیید، همسرتان می گوید :"کجا بودی تا این وقت شب؟" شما هم می گویید:"خونه دومی!!!" خیلی شوخی جالبی بود نه ؟ یا مثلا بدون هیچ بهانه ای مسئله زن دوم را مطرح می کنید! مثلا به بچه هایتان می گویید:" آره دیگه کم کم میخوام یه مامان جدید براتون بیارم!" 

البته تجربه ثابت کرده مردانی که از این شوخی ها می کنند، کسانی هستند که هیچ وقت این کار را نمی کنند! ولی باز هم تاکید می شود که این شوخی ها تیشه به ریشه زندگی می زند، همسر شما مدام در فکر می رود، شما هم با خودتان فکر می کنید همسرم چقدر شکاک است و زنهای مردم اینطور نیستند و ...! همین می شود بهانه برای خراب شدن یک رابطه زناشویی.

- مرگ و زندان :
آقا یک سرماخوردگی کوچک گرفته، به همسرش می گوید :"خانم اون قلم و کاغذ رو بردار بیار آخرین وصیت هام رو بکنم." یا مثلا زیاد هستند آقایانی که تا مشکلی در کارشان پیش می آید می گویند :"خانم اون وسایل ما رو جمع کن امروز فرداست که با مامور بیان دنبالم." یا "سعی کن ماهی یه بار بیای ملاقاتم و کمپوت آناناس هم بیاری!" البته اینها نمونه است ولی حرفهایی است که زیاد در زندگی ها هستند و هیچ پایه و اساسی ندارد و مرد فقط برای شوخی اینها را بیان می کند، ولی نمی داند با همین شوخی ها به همسرش لطمه روحی می زند و او را نگران و مضطرب می کند.

شوخی های مردانه
- شوخی های فیزیکی :
یک سری شوخی هایی هست که ما در فضای دوستانه خودمان انجام می دهیم، مثلا با بیل می زنیم توی سر رفیقمان و به مدت نیم ساعت با هم می خندیم! یا دوستمان با لگد ما را سه متر جلوتر پرتاب می کند! خب اینها در فضای مردانه همه نشانه محبت و دوست داشتن است! ولی هرگز از این شوخی ها با همسرتان نکنید، خانم ها احساسات بسیار قوی ای دارند، مثلا وقتی شما همسر خود را نوازش می کنید خیلی برای او لذت بخش است و برعکس وقتی به شوخی به او ضربه ای می زنید به همان اندازه برایش دردآور و ناراحت کننده است. پس از این شوخی ها هم اصلا نکنید.

با یکی از دوستانم بیرون رفته بودیم، به بهانه ای یک خودکار به همسرش داد، تا خانم خودکار را گرفت ناگهان از جایش پرید و دوستم زد زیر خنده، ظاهرا خودکار برقی بود و یک برق چندولت خفیف همسرش را گرفته بود، این هم جزء شوخی های فیزیکی محسوب می شود که به هیچ وجه، تاکید می شود به هیچ وجه نباید مرتکب شوید.

- شوخی های حاوی فحش :
باز هم این یک نوع دیگر از خوشمزگی های به جا مانده از دوران مجردی است! البته منظورم از فحش، حرفی است که توهین تلقی شود، باز هم می گویم ممکن است این الفاظ در بین دوستان ما نشانه محبت باشد (که البته همان هم غلط است) ولی هرگز در ارتباط با همسرتان از این شوخی ها استفاده نکنید، چیزی که جدیدا در شبکه هایی مثل فیس بوک دیده ام (با عذرخواهی از همه دوستان) واژه "کثافت" است که مثلا با تغییر شکل "کصافط" می نویسند و بسیار زشت و بی ادبانه است، و متاسفانه آقایان در رابطه های پیامکی با همسرشان از آن استفاده می کنند یا لفظش را به زبان می آورند، این هم نمونه ای دیگر از شوخی های خراب کننده رابطه است که نباید مرتکب شوید.

یا مثلا واژه های دیگر، بعضی واژه ها را هم مجبورم بگویم که خیلی خانم ها از آن شاکی هستند که آقایان در رابطه با آنها به شوخی به کار می برند مثل "لامصب" "بدبخت" "بیچاره" و ...

پس خیلی مواظب این واژه ها باشید، همسر شما ممکن است چیزی نگوید و یا عادت کرده باشد، ولی باور کنید شروع با این واژه های ساده زندگی خیلی ها را به مرز طلاق کشانده است. خواهش می کنم از این الفاظ استفاده نکنید.

شوخی های تمسخر آمیز 
- شوخی در مورد اعضای خانواده :
مثلا خانمی به همسرش می گوید :" اگر مشکلی پیش اومد بابای من هست که کمکمون کنه" شما هم قصدی ندارید و به شوخی می گویید :"بابای تو هنوز قسط جهیزیه ات رو داده که بخواد کاری کنه حالا!" 

این شامل شوخی با اعضای خانواده مخصوصا بزرگترها و پدر و مادر هم می شود، یعنی فرضا با پدر همسرتان یا مادر همسرتان شوخی ای کنید که دور از شان آنها باشد و یا بی ادبی محسوب شود.

- مسخره کردن :
مسخره کردن همیشه بد است، مسخره کردن همسر بدتر و مسخره کردن همسر در حضور دیگران بدترین کار ممکن! این مسخره کردن می تواند جنبه های مختلفی داشته باشد، همسرتان کاری را درست انجام نداده شما با این کلمات او را صدا می کنید "نابغه! آی کیو! دانشمند!" یا مسخره کردن قد، هیکل یا لهجه همسر که این هم بسیار بد و زننده است، مسخره کردن غذا را هم زیاد دیده ام، مثلا به همسرتان می گویید :"عزیزم میشه بگی این غذایی که پختی دقیقا مزه چی میده ؟" و یا :"این غذا رو برم بریزم جلو گربه ها ببینم لب میزنن یا نه!"

نکته آخر را هم بگویم، لطفا اگر این شوخی ها را با همسرتان می کنید، بدون هیچ تعارفی، انتظار محبت و شادی و گرم بودن خانه و ... را از او نداشته باشید. یکی از دوستان من که اتفاقا خیلی هم به همسرش علاقه داشت، به خاطر همین ناشی گری ها و شوخی های بی مورد، الان در دادگاه خانواده در رفت و آمد برای درخواست طلاق همسرش است. پس لطفا مراعات کنید.

[ دوشنبه ۱۳٩۳/٢/٢٢ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

آمار طلاق ...

چند طلاق در هرساعت

 11میلیون و 200هزار نفر در ایران در سن ازدواج ، مجردند.

این آمار در حالی اعلام می‌شود که میانگین سن ازدواج برای مردان به 28سالگی و برای زنان به 23سالگی رسیده است. همچنین آمار ازدواج 6/7درصد کاهش یافته است. افزایش سن ازدواج موج گسترده تجرد قطعی را به‌دنبال خواهد داشت. سن 49سالگی سن تجرد قطعی محسوب می‌شود و تأخیر سن ازدواج در زنان، تجرد قطعی را بیش از آمار مردان افزایش داده است. این عدد برای مردان تا سال 65خورشیدی رو به کاهش بود اما از آن سال روند افزایشی یافت و هرگز کمتر از 23/8نشد. در زنان اما همواره این روند رو به افزایش بوده و از 19سال در سال65 به‌رقم کنونی رسیده است. درصورت ادامه این روند، تا 10سال آینده یک میلیون دختر به جمعیت مجردان قطعی کشور افزوده می‌شود. براساس آمار ثبت احوال هم‌اکنون 62هزار مرد و 90هزار دختر در کشور وجود دارند که با عبور از سن 49سالگی هنوز مجردند، بنابراین تعداد کمتری از زنان تا سن 50‌سالگی حداقل یک‌بار ازدواج‌کرده و تجرد قطعی در بین زنان یعنی تعداد زنان هرگز ازدواج نکرده بیشتر از مردان است.

عوامل تجرد قطعی را می‌توان به 2گروه خودخواسته و اجباری تقسیم کرد؛ حالت اول زمانی است که دختر یا پسر جوان به‌دلیل فراهم‌نبودن شرایطی از قبیل امکانات مالی، تصمیم‌های غلط خود یا خانواده، پیدانکردن فرد مناسب و مورد نظر خویش یا هر عامل اثرگذار دیگری ازدواج نمی‌کند و حالت دوم زمانی است که جوان خود عالمانه، آگاهانه و با هر نیتی به شکل مقطعی یا دائم، قید زندگی مشترک را می‌زند. اما تجرد قطعی تنها مسئله رو به بحران در آمارهای جدید مربوط به ازدواج و طلاق نیست.

تجرد قطعی در بین زنان یعنی تعداد زنان هرگز ازدواج نکرده بیشتر از مردان است

 مدیرکل آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت‌احوال کشور در تازه‌ترین آمار این سازمان تأکید کرد: در سال گذشته به ازای هر 5ازدواج یک طلاق در کشور اتفاق افتاد. درصورتی که در 10سال گذشته به ازای هر 100ازدواج 10طلاق داشتیم و این نشان می‌دهد سرعت رشد طلاق نسبت به سرعت رشد ازدواج بیشتر بوده است. به گفته علی‌اکبر محزون ‌به ازای هر هزار نفر جمعیت 10ازدواج به ثبت رسیده است و استان‌های اردبیل، کردستان و خراسان رضوی بیشترین نرخ ازدواج و استان‌های تهران، البرز و کرمان کمترین نرخ ثبت ازدواج را داشته‌اند.

آمار طلاق در سال 92نسبت به سال گذشته 3/4 درصد رشد داشته است. براساس این آمار، 14/2 درصد از طلاق‌ها مربوط به سال اول و حدود 50درصد از طلاق‌ها مربوط به 5سال اول ازدواج است. در سال 91حدود 16طلاق در هر ساعت اتفاق می‌افتاد که در سال 92به 18طلاق در هر ساعت افزایش یافت.

[ دوشنبه ۱۳٩۳/٢/٢٢ ] [ ۸:۳٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

الیسانی دا کروز سیلوا در سن 18 سالگی با مردی کوتاه قدتر از خودش نامزد کرده و با این که حدود 40 سانتی متر از او بزرگتر است، هیچ مشکلی برای راه رفتن در کنار او احساس نمی کند!… این دو جوان می گویند که در نگاه اول عاشق همدیگر شده اند و اکنون …..

الیسانی دا کروز سیلوا در سن ۱۸ سالگی با مردی کوتاه قدتر از خودش نامزد کرده و با این که حدود ۴۰ سانتی متر از او بزرگتر است، هیچ مشکلی برای راه رفتن در کنار او احساس نمی کند!… این دو جوان می گویند که در نگاه اول عاشق همدیگر شده اند و اکنون با نامزدی اولین قدم را به سوی زندگی همیشگی با هم برداشته اند.

بنا بر این گزارش،این مدل برزیلی که به سبب وجود غده هیپوفیز در بدنش از رشد غیر عادی رنج می برد ۱۸ سال دارد و امیدوار است پزشکان به او بگویند که برای بچه دار شدن هیچ مشکلی نخواهد داشت.

بلند قد ترین عروس

بلند قد ترین عروس

بلند قد ترین عروس

روزگارنو

[ شنبه ۱۳٩۳/٢/٢٠ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

تجسم کنید در یک باغ مجلل به یک مهمانی شام به جشن و پایکوبی دعوت شده اید. همه می خندند و شادی می کنند. مهمان ها با گل و شیرینی و کراوات زده یکی پس از دیگری وارد باغ می شوند. وقتی از مناسبت می پرسید، جواب می دهند جشن طلاقه! چه احساسی به شما دست می دهد

گزارشی از برگزاری جشن طلاق در تهران

طبق آمارها در سال های اخیر درصد طلاق در کشور رشد چشم گیری داشته است. روان شناسان معتقدند که افزایش درصد طلاق علل مختلفی دارد. یکی از دلایل آن افزایش پویایی روانی افراد است.

 جشن طلاق در مقابل جشن ازدواج

روان شناسان معتقدند که بر خلاف نگاه سنتی حاکم در جامعه همیشه طلاق بد نیست و همیشه ازدواج خوب نیست. حتی گاهی طلاق را از ادامه زندگی بهتر می دانند. چرا که ازدواج خوب باعث سلامت جسمی و روانی افراد می شود و در مقابل ازدواج بد  می تواند اثر مخربی بر سلامت جسمی و روانی افراد بگذارد.

جامعه شناسان نیز در بررسی علل طلاق، استقلال مالی زنان را یکی از عوامل موثر عنوان می کنند و معتقدند که در این صورت سیر طلاق، مثبت است. چرا که تعداد زنانی که به دلیل نیاز به حمایت، تحت هر شرایطی به زندگی زناشویی خود ادامه می دهند و دچار انواع آسیب های جسمی و روحی می شوند کم می شود.

اما آنچه که مدنظر ما است تجمل گرایی در برخورد با پدیده طلاق است. چیزی که این روزها از آن به جشن طلاق یاد می کنند و در مناطق شمالی شهر تهران شاهد گسترش آن پدیده نوظهور هستیم.پدیده ای که تحت عنوان روشنفکری سال هاست در کشور ما جولان می دهد.

جشن طلاق

تجسم کنید در یک باغ مجلل به یک مهمانی شام به جشن و پایکوبی دعوت شده اید. همه می خندند و شادی می کنند. مهمان ها با گل و شیرینی و کراوات زده یکی پس از دیگری وارد باغ می شوند. وقتی از مناسبت می پرسید، جواب می دهند جشن طلاقه! چه احساسی به شما دست می دهد.
واقعاً چه احساسی به شما دست می دهد وقتی که می بینید خانواده ای برای فروپاشی زندگی فرزندشان به هر دلیل منطقی و غیر منطقی مهمانی شام می دهند و شاید بیشتر از مراسم عروسی هزینه می کنند. جالب تر این که خانواده و بستگان طرف مقابل نیز دعوت می کنند. من نیز مهمان یکی از این مراسم هستم. مهمان مراسمی که نادیده گرفته شدن هویت واقعی و فرهنگ ملی ایران در آن مشهود است. مراسمی که برگزاری آن در کشور ما نشانی از به بیراهه رفتن است.

 


پس از پایان مراسم با پدر خانواده به گفتگو نشستم:


این جشن به چه مناسبتی برگزار شد؟
جشن طلاق و جشن آزادی دخترم بود.


چرا برای جدایی و طلاق به جشن و پایکوبی برخواسته اید؟
 قصدم بالا بردن اعتماد به نفس دخترم است. او در این زندگی که دو سال طول کشید به شدت دچار آسیب روحی شده است. می خواهم به او بگویم که اتفاق مهمی نیفتاده است و این اتفاق برای هر کسی ممکن است پیش بیاید.

آیا اعتقاد دارید که فرووپاشی یک زندگی ناراحت کننده است نه خوشحال کننده؟
 بله. اما غصه خوردن که فایده ای ندارد. دخترم باید خود را برای شروع یک زندگی دیگر آماده کند. ما برای آرامش او این کار را می کنیم.


با این نگاهی که شما دارید، اگر خدای نکرده یکی از اقوامتان فوت کند برای تقویت روحیه بازمادگان سورو سات راه می اندازید؟


 این موضوع خیلی فرق می کند.
چه شد که به فکر برگزاری جشن برای منفورترین حلال خدا افتادید؟
یکی از دوستان ما در خارج از کشور از برپایی چنین جشنی خبر داد و گفت این جشن تأثیر روانی زیادی بر دخترت دارد.

آیا شما می دانید که فرهنگ ما با فرهنگ غربی ها متفاوت است و رسوم و فرهنگ آنها با ما متفاوت است؟
 من هیچ فرقی بین آدم ها نمی بینم.


چرا از روان شناس و مشاور برای کمک به روحیه دخترتان استفاده نکردید؟
 دختر من که روانی نیست. ضمن این که نمی خواهم خانواده داماد فکر کنند که دختر ما از لحاظ روحی دچار آسیب شده است.


به خودم گفتم پس این جشن، یک لجباری و به نوعی روکم کنی است.


برنامه بعدی شما بعد از این مراسم چیست؟
 او را یک سفر به خارج از کشور می فرستم تا بفهمد که زندگی همچنان جاری است.


 یعنی وقتی دخترتان از ماه عسل برگردد، این شکست را فراموش می کند؟
خیر ولی این مراسم به نوعی حمایت خانواده از او را اثبات می کند.
توی دلم گفتم: پس این یک شادی مصنوعی است و شما فقط تظاهر به شادی می کنید.


چگونگی برپایی جشن طلاق
در ایران برپایی جشن طلاق و جشن فروپاشی یک خانواده که برگزارکنندگان آن ادای روشنفکرها را درمی آورند در مناطق شمالی شهر روبه گسترش است.
در شرایط که برپایی مراسم ازدواج برای بسیاری از جوانها سخت و دشوار شده است، شاهد تجمل گرایی در برپایی این گونه جشن ها هستیم.

 


این مراسم نیز مانند سایر مراسم ها رسم و رسوم خاص خود را دارد. از کارت دعوت برای تشریف فرمایی مهمان ها گرفته تا کیک مخصوص به خود و چکش گل کاری شده همانند چاقوی مخصوص برش کیک در مراسم عروسی دیده می شود. البته با این تفاوت که از چکش برای خرد کردن حلقه ای که زمانی با نیت "حلقه پیوند بین دو نفر " خریداری شد استفاده می شود.

 


 

کمی تأمل لازم است


حال اگر حاصل ازدواج وجود فرزند یا فرزندانی باشد، آیا باز هم چنین جشنی برگزار می شود؟

اگر جواب آری است، نقش فرزندان در این مراسم چیست؟

آیا از آنها نیز می خواهیم در این بزم به جشن و پایکوبی برخیزند؟

آیا اگر ازدواج دومی صورت گیرد و منجر به طلاق شود، باز چنین سوروساتی به پا می شود؟
آیا فکر کرده ایم که رواج چنین رسوم نوبرانه و وارداتی چه خدشه ای بر فرهنگ ایرانی ما وارد خواهد کرد؟
آیا غم و شادی مفهوم واقعی خود را از دست داده اند که اینچنین هورا سر دادن ها و کف زدن ها را در چنین مراسمی شاهد هستیم.
 

شبکه ایران

[ شنبه ۱۳٩۳/٢/٢٠ ] [ ٩:٥٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

کیکی به مناسبت جشن طلاق

عکس : کیکی به مناسبت جشن طلاق

[ شنبه ۱۳٩۳/٢/٢٠ ] [ ٩:٤٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

کارت‌های جشن طلاق در تهران

کارت‌های جشن طلاق

رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران گفت: هم‌اکنون در تهران شاهد کارت‌های جشن طلاق هستیم.

به گزارش فارس، معصومه آباد در ادامه شصت و سومین جلسه شورای اسلامی شهر تهران با اشاره به نامگذاری روز ماما اظهارداشت: از آقای مسجد جامعی در این خصوص قدردانی شود چرا که این روز در زمان تصدی‌گری وی در وزارت ارشاد صورت گرفت.

وی تصریح کرد: باید دغدغه اعضای شورای شهر نسبت به جمعیت و همچنین فرمایشات مقام معظم رهبری بیش از گذشته باشد و در این زمینه تدابیر لازم اتخاذ شود چرا که باید سیاستهای جمعیتی تغییر پیدا کند که این موضوع مورد توجه سیاستگذار محلی و کشوری باشد.

آباد با اشاره به اینکه باید شعار یک فرزند کافی نیست از ذهن‌ها پاک شود، گفت: باید به سمت توسعه جمعیت در کشور گام برداریم که در این راستا باید سیاستهای جمعیتی مورد توجه قرار گیرد و کمیته‌ای در این خصوص در شورای شهر تشکیل شود و با ظرفیتهای شهری و همگام با برنامه‌های دولت حرکت کنیم.

در ادامه جلسه فاطمه دانشور رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران نیز با اشاره به اینکه نباید دغدغه افزایش جمعیت منجر به تصویب طرح‌های ناپخته و بدون فکر شود، گفت: در این زمینه باید طرح‌هایی تصویب شود که کاملاً منطقی وعملی باشد.

وی تصریح کرد: براساس آمارهای کمیته اجتماعی شورای شهر و نظر سنجی بدست آمده از طریق ان‌جی‌او‌ها بیشترین آسیب‌های اجتماعی را در بین خانواده‌های محروم و آسیب دیده شاهد هستیم.

دانشور تصریح کرد: باید با برنامه‌ریزی به سمتی حرکت کنیم که قشر تحصیل کرده جامعه را به سمت بچه‌دار شدن سوق دهیم و این در حالی است که دیگر مثل سابق ماشین عروس در تهران نمی‌بینیم.

وی افزود: هم اکنون شاهد کارتهای جشن طلاق در تهران هستیم.
فارس

 

[ شنبه ۱۳٩۳/٢/٢٠ ] [ ٩:٤۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]
روزنامه خراسان: علی اکبر محزون مدیر کل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور در گفت وگوی اختصاصی با اشاره به سن ازدواج دختران و پسران در ایران که به ترتیب بین 20تا 24برای دختران و 25تا 29سال برای پسران تعریف شده است از تجرد یک میلیون و 300هزار مرد بالای 35سال و زن بالای ۳۰ سال در کشور خبر داد.

وی گفت:از این تعداد 320هزار نفر پسر و 980هزار نفر دختر هستند که با توجه به سن تجرد قطعی در خانم ها که 49سال تعیین شده است زنگ خطر تجرد قطعی برای نزدیک به یک میلیون دختر به صدا درآمده است.

وی علت اصلی بروز این مشکل را تاخیر در ازدواج به ویژه در دختران اعلام کرد و افزود:بر اساس آمارهای پایگاه اطلاعات جمعیتی کشور 152هزار دختر و پسر هرگز ازدواج نکرده اند و به سن تجرد قطعی یعنی 49سال و بالاتر رسیده اند که از این تعداد 62هزار نفرشان مرد و 90هزار نفرشان خانم هستند.
 
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/۱٦ ] [ ٩:٢٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

تابناک: ازدواج پدیده ای است که از دیرباز و از زمان پیدایش انسان بوده و تا امروز نیز ادامه داشته است. حالا بماند که در این دوره زمان از یک طرف دیگر تمایلی برای ازدواج وجود ندارد و سن ازدواج در حال افزایش است و از طرف دیگر انواع و اقسام ازدواج‌ها به وجود آمده مثل «ازدواج موقت»، «ازدواج صوری»،» و... و از طرفی میزان طلاق هم چه به صورت رسمی چه عاطفی افزایش پیدا کرده.

روزنامه «ابتکار» در گزارشی به سراغ یکی از پدیده‌های ازدواج به نام «ازدواج سفید» رفته که در سال‌های اخیر به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرده است. حتی کار به جایی رسیده که رسانه‌ها و کارشناس‌ها نیز به آن می‌پردازند.

 منظور از «ازدواج سفید» زندگی مشترک زن و مرد بدون ازداوج رسمی است. یعنی به گونه ای که زن و مرد بدون اینکه خطبه عقد یا صیغه بینشان جاری شود برای زندگی زیر یک سقف می‌روند. البته معمولا این اتفاق با آگاهی پدر و مادرها و خانواده هر دو طرف صورت می‌گیرد و آن دو مانند یک زن و شوهر با هم زندگی می‌کنند نه همخانه، دوستانه و... به علت اینکه جامعه ایران یک جامعه ایرانی-اسلامی است و چنین پدیده‌هایی در آن به هیچ عنوان تعریف نشده به صورت مخفیانه انجام می‌شود. به همین منظور نیز آماری درخصوص تعداد این نوع ازدواج‌ها در دست نیست.

رعنا و حامد 4 سال می‌شود که به صورت ازدواج سفید با هم در یک خانه زندگی می‌کنند و می‌گویند علاقه ای برای ثبت ازدواجشان ندارد. آنها مانند هر زن و شوهری حلقه به دست دارند و در تمام محافل و جمع‌ها خود را به عنوان زن و شوهر نه همخانه معرفی می‌کنند. مژگان می‌گوید: «حامد را 8 سال است که می‌شناسم بعد از یک سال که از آشناییمان می‌گذشت متوجه شدیم که خیلی از علایق و سلایقمان مانند یکدیگر است برای همین به هم نزدیک تر شدیم و 6 سال پیش حتی خانواده هایمان در جریان آشنایی ما دو نفر بودند.»

او به زمانی اشاره می‌کند که تصمیم می‌گیرند با هم زندگی کنند: «بعد از چند سال دیدیم که می‌توانیم با هم زندگی کنیم و از هرنظر با هم توافق نظر داریم. حتی هر دو اعتقادی به ازدواج نداشتیم به همین خاطر زمانی که با خانواده هایمان مطرح کردیم در ابتدا چندان راضی نبودند اما وقتی دیدند که ما تصمیم جدی گرفته ایم پذیرفتند.» حامد می‌گوید همخانه بودن با نوع زندگی آنها فرق می‌کند: «ما نوع زندگی مان به گونه ای نیست که هرکس وارد آن شود احساس کند همخانه هستیم بلکه تمام رفتارهای یک زن و شوهر معمولی را داریم.

 صبح با هم به سر کار می‌رویم و بعد از ظهر به خانه می‌آیم و شام می‌خوریم. نه از رفیق بازی خبری است و نه دوران مجردی. خرج خانه را به صورتی درمی آوریم که مانند همخانه‌ها به اصطلاح به صورت «دنگی» نباشد بلکه هرکس هرآنقدر که در توان داشته باشد می‌گذارد و حتی یک حساب مشترک پس انداز داریم.» او در ادامه صحبت هایش به دعواهایشان هم اشاره می‌کند: «در هر خانه ای دعوا وجود دارد و ما هم مانند بقیه دعوا و بعد از چند ساعت آشتی می‌کنیم. مدل دعواها یمان هم شبیه زن و شوهرهایی است که اسمشان در شناسنامه ثبت شده است.»

«ازدواج سفید» به ضرر دخترهاست


همزیستی بدون ثبت یا همان «ازدواج سفید» اکنون در جوامع غربی به یک پدیده عادی بدل شده است. حتی در آمریکا که از نظر روابط زن و مرد محافظه کارتر است و پیش از 1970 این مساله غیرقانونی بود، اکنون به یک پدیده نسبتا عادی بدل شده است. از دهه 70 میلادی تا کنون تصویر زن در جوامع غربی تغییر فاحشی کرده است. جنبش آزادی زن که به انقلاب جنسی معروف شد، تغییرات عینی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، موقعیت زن را در این جوامع متحول کرد. در متن این تحول مناسبات زن و مرد نیز متحول شد. یکی از این تحولات در رشد همزیستی مرد و زن بدون ازدواج رسمی است که البته در ایران به گفته دکتر مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران این پدیده برخلاف جوامع غربی کاملا به ضرر دختران ایرانی است: «بیشتر از 90 درصد رابطه دختر و پسرها به ازدواج نمی‌رسد؛ چون معمولا خود پسر یا خانواده او حاضر نمی‌شوند چنین دختری که با پسرش در ارتباط است را برای پسر خود بگیرند.

آن درصد باقیمانده نیز اگر به ازدواج ختم شود به این خاطر بوده دختر از نظر سطح خانوادگی و مالی بالاتر از خانواده پسر است و پسر به این دلیل ازدواج می‌کند تا از امکانات دختر و خانواده اش به نفع خود بهره ببرد.» او توضیح می‌دهد: «دخترها در جامعه ما ضرر می‌کنند چون فرهنگ جامعه ما اینچنین است که وقتی دختری با یک پسر در رابطه باشد بعد از پایان یافتن آن رابطه کسی به سراغش نخواهد رفت و این اتفاق ضربه سنگینی خواهدبود که بر دختران جامعه وارد می‌شود.» اقلیما درباره پدیده «ازدواج سفید» می‌گوید: «این نوع ازدواج‌ها همان نامزدی قدیم است که دیگر در جامعه در حال فراموشی است.» او ادامه می‌دهد: «خانواده‌ها به دلیل اینکه گرفتار و درگیر مشکلات هستند دیگر فرصت سر و کله زدن با فرزندان خود را ندارند و وقتی ببینند تصمیمی گرفته که شاید با شرایط آنها همخوانی نداشته باشد اما چون قدرت، حوصله و وقت چانه زنی با فرزند خود را ندارند می‌گذارند هرکار که دلش می‌خواهد انجام بدهند.»

«ازدواج سفید» راهی برای فرار از مسئولیت

این مددکار اجتماعی یکی از بزرگترین علت‌هایی که خانواده‌ها به «ازدواج سفید» تن در می‌دهند به این خاطر است که از بار مسئولیت خود کم کنند: «در «ازدواج سفید» به خاطر اینکه هیچ کجا سندی مبنی بر زن و شوهری ثبت نشده است به همین خاطر خیلی راحت این دختر و پسر می‌توانند رابطه خود را پایان بدهند بدون اینکه اتفاقی افتاده و کسی از کسی انتظار و توقعی داشته باشد به همین خاطر در این دوره و زمانه چه چیزی بهتر از این اتفاق؟» او این پدیده را یک پدیده غربی می‌داند که در خانواده‌های امروزی بدون اینکه بدانند چنین فرهنگی در جامعه وجود ندارد رخنه کرده است: «در فرانسه این نوع ازدواج‌ها صورت می‌گیرد تنها به خاطر منفعتشان و بعد از اینکه نیازشان برطرف شد از هم جدا می‌شوند اما در ایران جایی برای چنین رفتارهایی نیست.

در این نوع کشورها این نوع ازدواج نوعی قدرت به زن داده می‌شود اما در ایران اینطور نیست؛ چون فرهنگ‌ها با هم فرق می‌کند.» اقلیما با بیان این نکته که چنین اتفاقی موجب فرو ریختگی فرهنگی خواهدشد بیان می‌کند: «محققان و جامعه شناسان وجود چنین پدیده‌هایی را مخرب می‌دانند و ازدواج سفید و انتخاب تجرد به جای ازدواج را مجموعه ای از عوارض این فروریختگی می‌نامند که یکی از مهمترین آنها به خاطر مشکلات اقتصادی است چون در این زمانه مردهای 34-35 ساله هم نمی‌توانند از پس یک زندگی بربیایند به همین خاطر یا ترجیح می‌دهند ازدواج نکنند یا روابط پنهانی داشته باشد.»

«ازدواج سفید» در کشورهای دیگر

آمارها نشان می‌دهد امروزه، زندگی بدون ازدواج یکی از شیوه‌های رایج زندگی در غرب است. بیش از دوسوم زوج‌های آمریکایی پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر زیر یک سقف می‌گذرانند. در سال 1994، حدود 3/7 میلیون زوج آمریکایی بدون ازدواج با یکدیگر زندگی می‌کردند و نزدیک به اواخر دهه 1990، حداقل 50 تا 60 درصد زوج‌ها حداقل پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر می‌گذراندند. این در حالی است که تا پیش از 1970، زندگی بدون ازدواج در ایالات متحده غیرقانونی بود. طبق آمار آمریکا، تعداد زوج‌های ازدواج‌نکرده‌ای که با یکدیگر زندگی کرده‌اند، از 1960 تا 2000 ده برابر شده و اکنون، زندگی بدون ازدواج، به مرحله‌ای عادی در روند آشنایی دو فرد تبدیل شده‌است.

دیگر کسی حاضر به امضای عقدنامه نیست؟

اینطور که به نظر می‌رسد از جمله عواملی که می‌تواند جوان‌ها را به سمت این دست از ازدواج‌ها بکشاند مشکلات مالی، محک زدن رابطه، آشنایی بیشتر و نداشتن اعتقاد به ازدواج می‌توانند دلایل زندگی مشترک بدون ازدواج باشند. همچنین هزینه بالای اجاره یا خرید مسکن و نبود تناسب دخل و خرج که در این دوره و زمانه بسیار برجسته‌است، می‌تواند دلایل دیگری باشد که موجب می‌شود کسی حاضر به امضای عقدنامه نباشد و زندگی بدون ازدواج یا ازدواج از نوع سفیدش را ترجیح بدهند.

[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/۱٦ ] [ ٩:۱٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

بخاطر بچه‌ ها با همسرتان زندگی می‌ کنید؟ برای نسل ‌های متمادی والدین به امید اینکه ازخودگذشتگی‌ شان آخر کار به نفع فرزندانشان باشد، این توصیه را به جان خریده ‌اند. خیلی‌ها هنوز باور دارند که این تنها انتخاب والدینی است که در ازدواج خود به بن‌ بست رسیده ‌اند.

اما نظر من بخاطر تجربه شخصی که دارم چیز دیگری است. من که در خانواده ‌ای پرورش یافتم که والدینم تصمیم گرفتند بخاطر ما به زندگی زناشویی تاسف‌ برانگیز خود ادامه دهند، عقیده دیگری دارم. برای من طلاق والدین بسیار بهتر است از سالها زندگی در خانه ‌ای که والدین مدام در حال جنگ و دعوا هستند، به همدیگر احترام نمی‌ گذارند و بچه‌ ها با ناراحتی و عصبانیت مداوم بزرگ می‌شوند. این دنیایی بود که من در آن پرورش یافتم و زخم ‌هایی که از آن خوردم هنوز در زندگی‌ ام باقی مانده و باقی خواهد ماند.

من باور دارم که ماندن در یک ازدواج فقط به خاطر بچه ‌ها یک انتخاب فیزیکی است که هیچ نگاهی به درد احساسی و روانی که فرزندان متحمل می‌شوند ندارد. در چنین محیطی هیچ الگوی مثبتی از اینکه ازدواچ چیست و چطور باید باشد برای بچه ‌ها وجود ندارد. درواقع، حتی باعث میشود در نظر آنها ازدواج چیزی ترس‌ آور و ناراحت ‌کننده به نظر آید که باید از آن دوری کرد.
وقتی والدین از نظر احساسی از هم جدا شده باشند و فقط زندگی فیزیکی کنار هم داشته باشند، خوشبختی، هماهنگی، همکاری، احترام و لذت حضور نخواهد داشت. بچه‌ ها این را احساس کرده، سردرگم می‌شوند و خیلی وقت ‌ها هم خودشان را مقصر برای بدبختی والدینشان تصور می ‌کنند. درنتیجه افرادی عصبی و مضطرب بزرگ شده و هیچ آرامشی در دوران کودکی خود تجربه نمی ‌کنند. زخم‌هایی که چنین زندگی بر جای می‌گذارد کم از زخم‌ های زندگی کودکانی که والدینشان از هم طلاق می‌گیرند ندارد.

به عقیده من، والدینی که در زندگی زناشویی خود به مشکلی می‌ خورند که قابل حل نیست و به همین دلیل تصمیم به طلاق می‌ گیرند انتخاب بسیار بهتری دارند و انتخاب آنها به نفع همه اعضای خانواده خواهد بود.

والدین خود من می ‌بایست در همان ابتدای ازدواج خود از هم جدا می‌شدند. آنها زندگی بسیار ناخوشایندی در کنار هم داشته، احترامی برای هم قائل نبوده و فرزندان خود را در خانه ‌ای پر از خشم، اضطراب، و مشاجرات و دعواهای مکرر بزرگ کردند.

یادم می‌آید که مادرم روزی از من پرسید که بهتر بود از پدرم جدا شود یا نه. من با فریاد گفتم، "نه!" من مادر و پدری مثل مادرها و پدرهای بقیه بچه ‌ها می‌خواستم. با اینکه کودکی ناخوشایند و سرشار از احساس ناامنی داشتم، می‌ترسیدم و نمی‌دانستم که با طلاق والدینم زندگی ‌ام چطور خواهد شد. البته مادرم هم شهامت لازم برای این کار را نداشت و سالها به زندگی تاسف ‌آور خود ادامه داد.

امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم که آن یک اشتباه بود. هیچکدام از والدین من آدم‌های بدی نبودند فقط به درد هم نمی‌خوردند. مهارت‌های ارتباطی‌شان بسیار ضعیف بود و هرکدام فقط دوست داشتند به هر قیمتی که شده در دعواهای بین ‌شان پیروز شوند. البته هزینه اصلی که پرداخت کردند سلامت فرزندانشان بود. من فکر می‌کنم هر کدام از والدینم اگر طلاق می‌گرفتند، مجرد می‌ماندند یا شریک دیگری برای زندگی خود انتخاب می‌کردند، زندگی به مراتب بهتر و شادتر را تجربه می‌کردند.

به همین دلیل بود که وقتی زندگی زناشویی خودم دچار مشکل شد، راه دیگر را انتخاب کردم. اما بخاطر تجربیات کودکی‌ ام فهمیده بودم که در یک طلاق چه کارهایی را نباید کرد. همه تلاشم این بود که طلاقی به گفته خودم فرزندسالار داشته باشم. من و همسر سابقم با همکاری هم رابطه‌ ای خوب بین خودمان نگه داشتیم تا پسرمان از ده سالگی تا بیست سالگی برسد. چیزی که خوشحالم می‌کند این است که پسرم که الان به جوانی تبدیل شده، این همکاری‌های ما را تایید کرده و قدردان آن است.

خوشبختانه به وجود تجربیات تلخ کودکی هنوز به ازدواج اعتقاد دارم و بعد از شکست در ازدواج اولم، دوباره ازدواج کردم. توصیه من به والدینی که در زندگی زناشویی خود مشکل دارند این است که:

اگر والدین بلوغ و قاطعیت کافی برای کمک گرفتن از متخصص را قبل از طلاق داشته باشند می‌توانند یاد بگیرند چطور به طور مثبتی دوباره با هم ارتباط برقرار کرده و تعهدشان را به ازدواج از سر بگیرند. این به نفع همه اعضای خانواده خواهد بود.

اما اگر بچه ‌ها در یک منطقه جنگی یا سکوت و بی ‌تفاوتی یک ازدواج مرده بزرگ می‌شوند، طلاق در را به سوی آینده ‌ای سالم‌تر و شادتر برای بچه ‌ها باز خواهد کرد. اما طلاق والدین همیشه یک راه‌ حل نبوده است. برای اینکه بهترین نتیجه عاید فرزندان شود، والدین باید بعد از طلاق همکاری لازم برای مرکزیت دادن به بچه ‌ها و اولویت دادن به سلامت روحی و روانی آنها را داشته باشند.

منبع : برترین ها

[ یکشنبه ۱۳٩۳/٢/۱٤ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

رابطه جنسی,رابطه جنسی پس از زایمان

درباره رابطه جنسی پس از زایمان بیشتر بدانید
ارتباط جنسی مناسب و سالم یکی از ارکان زندگی مشترک است...
 بسیاری از زوج های جوان به دلیل عدم آشنایی و نداشتن آگاهی کافی درباره نحوه برقراری روابط عاطفی و ارتباط جنسی با همسران خود، با مشکلات بسیاری مواجه می شوند و متاسفانه این مشکلات در برخی زندگی ها تبدیل به بحران شده و کار به جدایی می کشد. یکی از دوران حساس در روابط جنسی زوجین، دوران پس از زایمان است.
روزهای پس از زایمان و دوران شیردهی، تجربه جدیدی برای پدر و مادر است. تغییرات جسمی و روانی بسیار زیادی در بدن مادر ایجاد می شود بنابراین روابط جنسی نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. مدیریت زوجین در کنترل مشکلات این دوران و حفظ رابطه مناسب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. 
رابطه جنسی پس از زایمان
یکی از نکات مهم توجه به شرایط روانی زن پس از زایمان است. اغلب مادران پس از تولد نوزاد احساس خستگی و افسردگی می کنند، بنابراین حمایت عاطفی و درک وضعیت روحی زن نخستین گام برای بهبود روابط عاطفی است.

اگرچه زن ممکن است در اوایل دوره پس از زایمان، از نظر فیزیولوژیک، توان لازم برای شروع روابط زناشویی را داشته باشد، ولی ممکن است از آمادگی روانی مناسبی برخوردار نباشد.
پس از زایمان، رحم و سایر بخش های دستگاه تناسلی در طی 4 تا 6 هفته به حالت عادی باز می گردند. بنابراین توصیه می شود که ارتباط جنسی را تا 6 هفته پس از زایمان به تعویق بیندازید. مقاربت زودهنگام موجب آسیب به بخیه های مادر (هم در زایمان طبیعی و هم سزارین)  و بروز مشکلاتی برای او می شود. در این مدت خونریزی پس از زایمان نیز قطع شده و ترشحات سیستم تناسلی زن به حال طبیعی باز می گردد.
زوجین باید قبل از شروع روابط جنسی، روش پیشگیری از بارداری مناسبی را انتخاب نمایند. این کار استرس و نگرانی را کاهش داده و موجب بهبود روابط عاطفی و جنسی می شود.
توصیه می شود قبل از شروع روابط جنسی پس از زایمان، حتما با پزشک خود مشورت کنید. در صورت نیاز می توانید از مشاوره روانشناسی نیز کمک بگیرید. عدم آگاهی زوجین در این دوران موجب افسردگی و احساس گناه در زن و همچنین احساس سرخوردگی در مرد می شود.
علل کاهش فعالیت جنسی پس از زایمان و رفع آنها
احساس درد در هنگام  نزدیکی: درد در حین نزدیکی  که معمولا ناشی از بخیه محل زایمان است، حتی در صورت التیام نیز می‌تواند موجب کاهش فعالیت جنسی زنان شود. در این مرحله با مراجعه به پزشک و معاینه توسط او، وضعیت بخیه های زایمان مشخص شده و اضطراب و نگرانی زوجین به خصوص زن برطرف می شود.
توجه افراطی به نوزاد: برخی از مادران آن چنان گرفتار نوزاد و نگهداری از او می شوند که وظایف خود را به عنوان یک همسر فراموش می کنند. مدیریت خانواده و حفظ روابط از مواردی است که زنان باید در مورد آن آگاهی های لازم را کسب کنند.
نگرانی در مورد وضعیت جسمی: برخی از زنان پس از بارداری و زایمان به دلیل تغییرات جسمی زیاد و افزایش وزن احساس خجالت کرده و به دلیل نگرانی در مورد وضعیت ظاهری خود از رابطه جنسی سرباز می زنند. باید این اطمینان به زن داده شود که تغییرات جسمی او پس از زایمان طبیعی بوده و به مرور زمان به حالت اول باز می گردد.
خستگی: بارداری و زایمان موجب خستگی بسیار زیادی در زنان می‌شود. مسوولیت، نگهداری از نوزاد و بر هم خوردن نظم خواب نیز مادر را با مشکلاتی همراه می سازند. بنابراین تمایل او به ارتباط جنسی کاهش می یابد. در طول شبانه روز باید ساعاتی برای استراحت مادر در نظر گرفته شود تا خستگی مفرط  اختلالی در روابط عاطفی زوجین ایجاد نکند.
افسردگی پس از زایمان: بسیاری از زنان پس از زایمان، دوره ای از افسردگی را تجربه می کنند. این حالت به ویژه در زایمان اول شایع تر است. از دست دادن میل جنسی یکی از ویژگی‌های شاخص این بیماری است. این بیماران نیازمند حمایت و درمان مناسب هستند. برای حل این بحران از روانپزشک و روانشناس کمک بگیرید.
نکاتی درباره روابط جنسی پس از زایمان
-بهترین زمان برای آغاز فعالیت جنسی در هر دو شیوه سزارین و زایمان طبیعی، 6 هفته پس از تولد نوزاد است.
-ممکن است به دلیل تغییرات هورمونی در دوران شیردهی، مادر با خشکی واژن روبرو شود. برای حل این مشکل با تجویز پزشک می توان  از لوسیون ها و ژل های مناسب استفاده نمود.
-در هنگام نزدیکی شرایط جسمی زن در نظر گرفته شود و این عمل در موقعیت بدنی مناسبی انجام گیرد.
-ممکن است اولین ارتباطات جنسی پس از زایمان به خوبی قبل نباشند. این موضوع طبیعی بوده و به مرور زمان به حالت طبیعی باز می گردد.

[ یکشنبه ۱۳٩۳/٢/۱٤ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]

 

طبس نیوز:پس از اعلام نرخ تامل براگیز بی کاری در شهرستان طبس اینک کاهش ۱۳.۹درصدی ازدواج در شهرستان نیز جای بسی تامل را در بر دارد که توجه بیشتر مسئولین و خانواده ها را می طلبد.

به گزارش طبس نیوز به نقل از فارس،حسین بخشایی اظهار داشت: در سال گذشته ۷۱۷ واقعه ازدواج در اداره ثبت احوال طبس به ثبت رسیده است.

وی با اشاره به ثبت ۴۶۱ واقعه ازدواج در مناطق شهری طبس، تصریح کرد: تعداد ۲۵۶ واقعه نیز در مناطق روستایی این شهرستان به ثبت رسیده است.

مدیر اداره ثبت احوال طبس از کاهش ۱۳.۹درصدی ازدواج در سال گذشته نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن خبر داد و گفت: نرخ ازدواج در این شهرستان طی این مدت ۹. ۹ بوده است.

بخشایی میانگین سن ازدواج در مردان را ۲۶.۴سال عنوان کرد و افزود: میانگین سن ازدواج در زنان طی این مدت ۲۲.۳ سال بوده است.

وی با بیان این‌که ۱۰۱ واقعه ازدواج ثبت شده سال ۹۲ مربوط به زوجین هم‌سن بوده است، اضافه کرد: ۱۴. ۱ درصد از تعداد وقایع ازدواج ثبت شده در طبس مربوط به ازدواج زوج‌های هم‌سن بوده است.

افزایش ۳۲ درصدی طلاق در طبس

مدیر اداره ثبت احوال طبس همچنین از افزایش ۳۲ درصدی طلاق در این شهرستان طی سال گذشته خبر داد و گفت: طی این مدت ۶۶ واقعه طلاق در این شهرستان به ثبت رسیده است که افزایش ۳۲ درصدی را نسبت به سال قبل از آن نشان می‌دهد.

بخشایی ادامه داد: از این تعداد ۴۳ واقعه در مناطق شهری و ۲۳ واقعه در مناطق روستایی طبس به ثبت رسیده است.

وی با بیان این‌که میانگین سن طلاق مردان در سال گذشته ۲۸.۴ سال بود، متذکر شد: میانگین سن طلاق در زنان نیز ۳۱.۱ سال بوده است.

مدیر اداره ثبت احوال طبس نرخ ثبت طلاق طی این مدت را ۰.۹دانست و خاطر نشان کرد: از ۶۶ مورد طلاق ثبت شده در این شهرستان هشت مورد مربوط به زوج‌های هم‌سن است.

[ یکشنبه ۱۳٩۳/٢/۱٤ ] [ ٩:٥٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی محمدی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

در این وبلاگ سعی میشود اطلاعات جامعی در مورد ازدواج(دائم و موقت) درج گردد لطفا نظرات و پیشنهادات خودر را برای هرچه بهتر شدن این وبلاگ مطرح نمایید
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب